به مناسبت سالروز شهادت تخریبچی شهید الیاس سوری

نام و نام خانوادگی: الیاس سوری

تاریخ تولد: ۱۳۴۷

محل تولد: رومشکان

مسئولیت: فرمانده گردان تخریب تیپ ۵۷ حضرت ابوالفضل (ع) لرستان

تاریخ شهادت: ۱۳۷۳/۰۲/۰۸

محل شهادت: بانه کردستان

گلزار: قطعه شهدای شهرستان کوهدشت

جهت دریافت سایز اصلی پوستر اینجا کلیک کنید.

فرازی از زندگی نامه تخریبچی شهید الیاس سوری:

مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه.

هرکس من را طلب می کند می یابد مرا، و کسی که مرا یافت می شناسد مرا، و کسی که من را دوست داشت، عاشق من می شود و کسی که عاشق من می شود، من عاشق او می شوم و کسی که من عاشق او بشوم، او را می کشم و کسی که من او را بکشم، خون بهایش بر من واجب است، پس خون بهای او من هستم.

شهید الیاس سوری در تیرماه سال ۱۳۴۷ ه.ش در خانواده ای مذهبی و متدین به دین مبین اسلام که از راه دامداری و کشاورزی ارتزاق می کرد در روستای خاصی آباد از توابع شهرستان رومشکان دیده به جهان گشود. هنوز پنج سال از عمر با برکتش سپری نشده بود که طعم تلخ بی مادری را چشید. یک سال پس از درگذشت مادر و فقدان محبت مادری (گرچه شهید به نیکی بسیار از نامادریش یاد می کند و می گوید که با وجود وی خلأ مادر را احساس نکردیم و همواره ایشان را مادر مورد خطاب قرار می دهد) در سال ۱۳۵۳ در دبستان عسجدی روستای شیراوند به سنگر تعلیم و تربیت برای کسب علم و دانش می پردازد. در سن ۹ سالگی در حین کار کشاورزی با پدر یک بار خطر مرگ به طور جدی او را تهدید می کند  و از ناحیه سر جراحتی سخت بر می دارد و همین حادثه پدر را خیلی رنج می دهد واستقامت او در برابر زخم هایش پدر را به تعجب وا می دارد و می گوید روح ایثار و شجاعت ،غیرت و استقامت را در همین دوران کودکی در وی کشف نمودم و به آینده اش امیدوار گشتم.

قسمتی از وصیت نامه تخریبچی شهید الیاس سوری :

خدایا وقتی به خود می نگرم می بینم که پشتم خم شده و از سنگینی گناه نا امید می شوم و می گویم جایگاه ابدیم آتش قیامت استواز شهداء واولیاء خدا دور خواهم بود ولی وقتی فکر می کنم می بینم هرچه گناهانم زیاد باشداز رحمت بی کرانت که بیشتر نیست باز امیدوار می شوم.

ا برادران وخواهران مسلمان می خواهم که همیشه به یاد خدا باشند و دنیا را محل سازندگی خود قرار بدهند و روز به روز خود رابه خدا نزدیک تر کنند و واقعاً این را به خود بقبولانند که دنیا فانی ومحل موقتی است که انسان باید در این محل موقت و زود گذر خود را کاملا ً برا دنیای آخرت آماده سازد.

برادران و خواهران ما عزادار نمی خواهیم بلکه رهرو می خواهیم یعنی مثل کسانی نباشیم که فقط در تشعیع جنازه شرکت کنیم ولی هیچ تحولی در خود بهوجود نیاورم بلکه باید هدف آنان را دریابیم وخودمان را با آن اهداف که اهداف الهی هستند تطبیق دهیم.

نمازرا سبک نشماریدوبه آن اهمیت فراوان بدهید و نماز را با تعقیبات وخلوص نیّت انجام دهید،من همیشه از شخص بی نماز وبد حجاب بیزار بودم وهستم مگر آن زمانی که شخص نماز بخواند وبه طور کامل ظاهر وباطن حجابش را رعایت کند.

 گوش به فرمان رهبر باشید ودنباله رو شهدا وصالحان خدا،سعی کنیم همه کارهای مان برای خدا باشدحتی خوردن وخوابیدن وخشمگین شدن مان هم برای خداباشد و البته اگر خداوند مرا لایق دانست وشهادت را نصیبم کردافسوس مخورید و شکر خدا را به جا آورید،نمی گویم گریه نکنید ولی بی تابی وخود زنی نکنید من رفتم تا آنچه خدا حکم کرده به انجام برسانم وشما رابه خدای بزرگ می سپارم.

وخطاب به شما در مساجد: برادران سنگرانتان را حفظ کنیدوجبهه را هم فراموش نکنید وسعی کنید نماز را در مسجد با نظم بیشتر وبهتربرگزار کنید و در عزاداری امام حسین(ع)مرا هم یاد کنید و در پایان دعا برای امام و رزمندگان و کسانی را که لایق انقلابند وبرای انقلاب اسلامی زحمت می کشند.

 شهید حقیر الیاس سوری

۱۳۶۶/۱/۲۱ ساعت ۱۰:۵۳

نحوه و تاریخ شهادت تخریبچی شهید الیاس سوری:

شهید الیاس سوری در تاریخ ۲/۱/۱۳۷۳ جهت انجام مأموریت عازم بانه کردستان می شود و به مین کاری محل عبور اشرار ،کومله و دومکرات ها می پردازد تا اینکه در تاریخ ۲۸/۱/۷۳ با ماشین روی مین می رود و از ناحیه سر و پا مجروح می گردد که فرماندهی تیپ ۵۷ آقای حاج نوری به ایشان می گویند شما قریب به یک ماه است که در منطقه مستقرید و مجروح هستید به مرخصی بروید ولی روح ملکوتی شهید در قالب تن نمی گنجد و سودای پرواز به  آسمان ها و پیوستن به خیل دوستان شهیدش و رسیدن به آمال و آرزوی دیرینه اش دارد . یک روز قبل از شهادت به همرزمانش سفارش می کند که اگر شهید شدم وصیت نامه ام  در آلبوم شخصی ام در یک چمدان که پیش یکی از برادرانم که محصل است می باشد. شب شهادت ایشان یکی از همرزمانش در عالم رؤیا می بیند که عروسی ایشان است صبح روز شهادت خواب را برایش تعریف می کند ایشان می گویند اگر امروز شهادت نصیبم شد واقعأ عروسی من است چون چه سرور و شادمانی والاتر از شهادت وجود دارد؟ علی ایحال در روز پنجشنبه مورخه ۸/۲/۱۳۷۳ ساعت سه ونیم بعد از ظهر که ایشان در حال ثبت و گراگیری میدان مین در تنگه هنگ ژال (آسمان بین) منطقه بانه کردستان پای شهید به تله انفجاری مین M-16  برخورد می نماید و پس از دو الی سه دقیقه روح بلند و ملکوتیش از عالم خاک به افلاک می رسد .در این انفجار یکی از برادران طرح عملیات که همراه ایشان بوند سخت مجروح و یک پای ایشان قطع و از ناحیه چشم آسیب جدی می بیند.

پیکر مطهر ایشان سه روز بعد در روز یکشنبه  بر فراز دستان مردم فهیم و قدر شناس شهرستان کوهدشت در قطعه شهدای بهشت زهرای آن شهرستان تشعیع  و در کنار دیگر همرزمانش آرام می گیرد.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>